محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
260
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و مىگويد ابو مروان از دليرمردان عصر خود بود ؛ با سپاهيانش مهربانى مىكرد و با ايشان آميزش داشت ، چنان كه از حيث اسب و جامه بر ديگر سربازان خويش امتيازى نداشت . نبردهاى او در مرزها مشهور است . « 6 » فتح بن خاقان نيز برحسب عادت خويش در ستايش او داد سخن مىدهد و او را افتخار قوم خود مىشمارد . « 7 » همچنين ابن بسام علاوه بر اين اوصاف ، او را در شمار شاعران بزرگ مىآورد . « 8 » در مآخذ مختلف شرح و بسط زيادى در اعمال و اخبار ابو مروان عبد الملك ابن هذيل در سالهاى دراز فرمانروايىاش نيافتيم . آنچه به دست آمده اين است كه او مدتى دراز دور از حوادث و توفانهايى كه ممالك ديگر امراى طوايف را به خود مىلرزانيد به حكومت خود ادامه داد ؛ ولى پس از سقوط طليطله به دست آلفونسوى ششم در سال 478 ه ناچار شد همانند ديگر ملوك الطوايف به او جزيه پردازد . چون آلفونسو در سال بعد در نبرد زلاقه شكست خورد ، عبد الملك نيز از پرداخت جزيه سر باز زد . در اين روزها السيد الكمپيادور و حادثهجوييهايش در بلنسيه ورد زبانها بود و امارات اسلامى كه همجوار بلنسيه بودند از تعرض او بيمناك بودند . و مىدانيم كه السيد به قشتاله رفت تا حساب خود را با آلفونسو تسويه كند و از او فرمان فتح بلنسيه را به دست آورد . السيد در بهار سال 1089 م / 482 ه از قشتاله عازم شرق اندلس شد . هفت هزار جنگجو همراه او بودند . السيد در راه خود اراضى شنتمريه را زير پى سپرد و در كالاموشا در شمال شرقى شنتمريه لشكرگاه زد و مدتى در آن درههاى سبز و خرم درنگ كرد و محصولات آن را كه قوت مردم بود خود گردآورد . چون ابو مروان احساس كرد كه با اين اعمال السيد مملكتش ويران و نابود خواهد شد ، خود به تن خويش به لشكرگاه او رفت و چنان نهادند كه السيد آرامش و صلح قلمرو او را بر هم نزند و او در مقابل به همان روال كه پيش از جنگ زلاقه به آلفونسو جزيه مىداد باز هم جزيه دهد و در حال ، به السيد به عنوان نايب آلفونسو ده هزار دينار بپردازد . چون ده هزار
--> ( 6 ) . ابن الابار : الحلة السيراء ، ص 185 . ( 7 ) . فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 51 . ( 8 ) . ابن بسام : الذخيره . ابن عذارى در البيان المغرب نيز آن را نقل كرده است ( ج 3 / ص 184 ) .